بزرگترین وبلاگ گروهی ایران
                                                        
درباره وبلاگ

سلام
به وبلاگ خودتون خوش آمدید
ما در این وبلاگ به صورت گروهی همکاری میکنیم
وبا هر موضویی آپ خواهیم شد
آماده تبادل لینک با شما عزیزان هستیم
ودر صورت تمایل می تونید یکی از نویسنگان این وبلاگ باشید

مدیر وبلاگ : سروش اکبری فر
نظرسنجی
نظر شما در مورد قالب وبلاگ چیست؟






پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پیامک های عاشقانه Online User

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس


.

.

یادگاری از من

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : سروش اکبری فر

امپراطور یونان به کورش کبیر گفت:ما برای شرف می جنگیم شما برای ثروت

کورش کبیر در جواب:هر کس برای نداشته هایش میجنگد

                                                 ****************************

دوستان عزیز بنا به درخواست شما عزیزان قالب وبلاگ رو چند روز به طور آزمایشی عوض کردم لطفآ نظر ارزشمند خود را در مورد این قالب اعلام کنید

با تشکر سروش

 





نوع مطلب :
برچسب ها :




پنجشنبه 4 خرداد 1391 :: نویسنده : سروش اکبری فر

گروه اینترنتی ایران سان

بــه بـــــودن هـــا ، دیـــر عـــادتـــ کن... !
و بــه نبــودن هـا ، زود ...!
آدم هــا ، نـبودن را بهـتر بلـدنـــد !!





نوع مطلب : دلنوشته، عشق، 
برچسب ها :




دانشمند جوان ایرانی، با تصدی بر کرسی استادی دانشگاه پرینستون (جایگاهی که پس از انیشتین در اختیار فرد دیگری قرار داده نشد) دنیا را با این سوال مواجه کرده است که آیا انیشتین بعدی، یک ایرانی خواهد بود؟

نیما ارکانی حامد در حال حاضر استاد دانشگاه هاروارد و دارای کرسی استادی در دانشگاه پرینستون است. این کرسی از سال 1933 تا 1955 در انحصار آلبرت انیشتن بوده است و پس از اعلام نظریه عملکرد جهان ارکانی، از او دعوت شده که در طرح تونل شتاب دهنده سوئیس که با هزینه بالغ بر 5 میلیارد دلار ساخته شده، رهبری آزمایش ها را بر عهده داشته باشد
تلاش نظریه ابر ریسمان که اخیرا اعلام شده، در این است که توضیح دهد ذرات، کوچکترین ماده تشکیل دهنده مواد نیستند بلکه حلقه های
 
مرتعشی که ریسمان نامیده می شوند، کوچکترین بخش به حساب می آیند

دکتر ارکانی با تکمیل این نظریه عقیده دارد که این ریسمان ها در 11 بعد در حال ارتعاش هستند که ما فقط 3 بعد از آن را می توانیم مشاهده کنیم،
 
وجود بعد دیگری هم به نام بعد زمان به اثبات رسیده و تا به امروز در مورد 7 بعد دیگر توضیح کاملی ارائه نشده است

ارکانی به همراه دو فیزیکدان دیگر به نام های دیموپلوس(Dimopoulos) و والی(Dvali) در مورد این ابعاد نظریه ای ارائه کرده اند که می گوید این ابعاد بزرگتر از آن چیزی هستند که تاکنون تصور می شود و از آن جایی که تنها نیروی گرانش بر آنها اثر می گذارد، قابل دیدن نیستند
تئوری دکتر ارکانی که به همراه دو فیزیکدان دیگر معرفی شده به عنوان مدل  (Arkani-Dvali-Dimopoulos) و با نام ADD شناخته می شود. اکنون ارکانی و همکارانش امیدوارند بتوانند به کمک شتاب دهنده هاردن سوئیس (LHC) که با هزینه بالغ بر 5 میلیارد دلار ساخته شده، رهبری آزمایش ها را بر عهده داشته باشند و مدل خود را اثبات کنند. اثبات این نظریه می تواند تحول بسیار بزرگی در فیزیک ذرات به وجود بیاورد.
 
یك سئوال: آیا نام این دانشمند ایرانی را در رسانه های داخلی شنیده اید؟ به راستی چرا؟
 




نوع مطلب :
برچسب ها :




چهارشنبه 3 خرداد 1391 :: نویسنده : سوگند




نوع مطلب :
برچسب ها :




چهارشنبه 3 خرداد 1391 :: نویسنده : حنا دختری در مزرعه
http://jazzaab.ir/upload/1/0.987527001314718237_jazzaab_ir.jpg



ته دیگ طلایی رنگ خوشمزه هم نشدیم دو نفر سرمون دعوا کنند

شلغمم نشدیم یکی کوفتمون کنه خوب شه.....!!

ویرگول هم نشدیم هر کی بهمون رسید مکث کنه

قره قوروتم نشدیم دهن همه رو آب بندازیم

خربزه هم نشدیم هر کی می خورتمون پای لرزش هم بشینه

موبایل هم نشدیم ، روزی هزار بار نگامون کنی

پایان نامه هم نشدیم ازمون دفاع کنن

آهنگ هم نشدیم ، دو نفر بهمون گوش کن

مانیتور هم نشدیم ازمون چشم بر ندارن......!!!!!

به استاد میگم استاد شما که 9 دادی حالا این یه نمره هم بده دیگههههههههه ، یک نگاه عاقل اندر دیوانه کرد دست گذاشته رو دوشم میگه برو درس بخون پسرم ، استادم نشدیم شخصیت کسی رو خورد کنیم

کیبورد هم نشدیم ملّت به بهانه تایپ یه دستی به سر و کلمون بکشن.....

کلاه هم نشدیم ملت رو سرگرم کنیم

ای خدااااااا! بختک هم نشدیم بیفتیم رو ملت

تام و جری هم نشدیم زندگیمون سرتاسر هیجان باشه

نون هم نشدیم یکی از روی زمین ورداره بوسمون کنه

ای کی یو سان هم نشدیم تف بمالیم کف کلمون ، همه چی حل شه
مهر جانماز هم نشدیم بوسمون کنن

فلش مموری هم نشدیم حافظه مون زیاد باشه

معادله هم نشدیم ، کلی آدم دنبال این باشن که بفهمنمون و حداقل دو نفر درکمون کنن

کتابم نشدیم حداقل دوست مهربان بشیم

علف هم نشدیم حداقل به دهن بزی شیرین بیایم

عروسک هم نشدیم یکی بغلمون کنه

شارژر هم نشدیم بقیه رو شارژ کنیم

توپ فوتبالم نشدیم 22 نفر بخاطرمون خودکشی کنن

گلدونم نشدیم یکی یه گل بهمون بده

کبری هم نشدیم تصمیماتمون رو تو کتاب ها بنویسن

کزت هم نشدیم آخرش خوشبخت شیم




نوع مطلب :
برچسب ها :




Mohsen Chavoshi Mam Vatan Mohsen Chavoshi   Maame Vatan
                                                       

MP3 320

Maame Vatan

MP3 192

Maame Vatan

OGG 64

Maame Vatan

راز خوشبختی من خفته در قلب من است تو کجا میگردی قلب من این وطن است خاک مادرزادی ، خانه ی اجدادی این وطن ارثیه ی پشت در پشت من است هیچ ابرقدرتکی ، مرد تسخیرش نیست زن اگر تهمینه ، مرد اگر تهمتن است .. گریه ها کرده وطن ، تاب آورده وطن مام پر درد وطن ، مادری شیرزن است قلب من ! خانه ی من ، خانه ی زخم به تن خسته ام از جانی که گرفتار تن است من به مرگ آگاهم ، مرگ را میخواهم هم وطن ها راهم ، دشمن آتش زدن است.





نوع مطلب :
برچسب ها :




چهارشنبه 3 خرداد 1391 :: نویسنده : محسن (مرد تنهای شب)

خدایا بفهمانم که بی تو چه میشوم اما نشانم نده

ولی هم بفهمانم و هم نشانم بده که با تو چه خواهم شد





نوع مطلب :
برچسب ها :




سه شنبه 2 خرداد 1391 :: نویسنده : حنا دختری در مزرعه
www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS


ادامه مطلب


نوع مطلب : گالری عکس،  طنز.جالب، 
برچسب ها :




سه شنبه 2 خرداد 1391 :: نویسنده : حنا دختری در مزرعه



ادامه مطلب


نوع مطلب : طنز.جالب، کاریکاتور، 
برچسب ها :




سه شنبه 2 خرداد 1391 :: نویسنده : حنا دختری در مزرعه
معشوق که تو باشی، عشق را پایانی نیست.
 جانان که تو باشی، مجنون هر روز مجنون تر است
و با جنون عشق که اینجاییان را راهی به درکش نیست زندگی میکند.
و مجنون عشق که میشوی، در دنیای عاشقی که سیر میکنی،
لبالب می شوی و مملو از عشق.
 و لبالب عشقی.
و وقتی که با معشوق لبالب می شوی
و طعم گس و شیرین و یگانۀ عشق را می چشی،
از خود بیخود میشوی بیشتر از همیشه.
که در عشق "خود" را جایی نیست و همه "او"ست.
و "تو" نیستی. که همه اویی.
و چه زیباست یگانگی ظاهر و باطن عشق.
که هنگامی که در آغوش یاری و دستهای هم را می فشرید
و هنگامی که دستهایش گرمای نوازششان را به تو می بخشند
و باهماغوشی یگانۀ عاشقی یکی می شوید،
جانهایتان هم یکی می شود.
نفسهایتان، روح هایتان،
 و دیگر هیچکدام "من" نیستید که " دو من در خانه ای نگنجد".




نوع مطلب :
برچسب ها :




سه شنبه 2 خرداد 1391 :: نویسنده : حنا دختری در مزرعه
قرار نیست من گوش باشم و تو زبان
قرار نیست من گل باشم تو باغبان
قرار نیست سرخی من از خاک باشد
رخم مدیون زمین پاک باشد
قرار نیست دریا بشکافم با نحافت قایق
جنگ سال بروم با لحظه و دقایق

قرار نیست شمع تو پروانه شوم
قرار نیست سنگ اسیاب تو باشم
قرار نیست تنهایی شود یارم
قرار نیست بی مهتاب باشد شبم
قرار نیست گریه باشم یا که خنده
قطره ای ز دریا شود مرا بسنده
قرار نیست شوکت عشق واژگون شود
این همه بیستون سرنگون شود
قرار نیست واژه بی معنای محض شود
هر میل سخیفی عشق فرض شود
قرار نیست هر که زیباست مهتاب شود
به دیدارش عالمی بی تاب شود
قرار نیست عالم بی من خراب شود
فریادم بی صدا زیر اب شود




نوع مطلب :
برچسب ها :




سه شنبه 2 خرداد 1391 :: نویسنده : حنا دختری در مزرعه

http://best1.persiangig.com/4gspul0.jpg

     کسی آمد که حرف عشقو با ما زد !
     دل ترسوی ما هم دل به دریا زد !
     به یک دریای طوفانی دل ما رفته مهمانی ...
     چه دوره ساحلش از دور پیدا نیست ...
     یه عمری راهه و در قدرت ما نیست ...
     باید پارو نزد وا داد ! باید دل رو به دریا داد !
     خودش می بردت هر جا دلش خواست ...
     به هر جا برد بدون ساحل همونجاست ...
     به امیدی که ساحل داره این دریا !
     به امیدی که آروم میشه تا فردا !
     به امیدی که این دریا فقط شاه ماهی داره !
     به عشقی که نمی بینی شباشو بی ستاره !
     دل ما رفته مهمانی به یک دریای طوفانی ...
     باید پارو نزد وا داد ! باید دل رو به دریا داد ! 
     خودش می بردت هر جا دلش خواست ...
      به هر جا برد بدون ساحل همونجاست ...

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : عشق، دلنوشته، شعرهای عاشقانه، 
برچسب ها :




سه شنبه 2 خرداد 1391 :: نویسنده : آرتمیس

به من فکر نکن

من به تنهایی عادت دارم. من به درخود سوختن به بی تو بودن به نداشتن عادت دارم

تو به خودت فکر کن

به اینکه هزاران دل دیگر مانده و تو هنوز آنهارا نشکسته ای برو و آنهاراهم به آتش بکش

من نه تو را میخواهم و نه هیچ کس را...

من خود سوخته ام به اندازه ی کافی هم این دل ترک دارد

برو...

من به درد بازی تو نمیخورم...

 

( نوشته های خودم)





نوع مطلب :
برچسب ها :




در نا امیدی بسی امید است ...اگر در سر جلسه امتحان تقلبی نکنی برگه سفید است




نوع مطلب :
برچسب ها :




سه شنبه 2 خرداد 1391 :: نویسنده : محسن (مرد تنهای شب)

سعادت

انسان دو رکن است:

رکن ایمان و رکن عمل ،اما نه مطلق

ایمان و نه مطلق عمل ،بلکه ایمان به مقدس ترین

و عالی ترین حقایق که شامل ایمان به همه حقایق است،

یعنی ایمان به ذات یگانه که مبدا علم و قدرت

و نظم و حکمت و حیات و سعادت

است؛و عمل صالح و شایسته

ومفید که انسان راجلو

ببرد و کامل

کند





نوع مطلب : مطالب منتخب، 
برچسب ها :




سه شنبه 2 خرداد 1391 :: نویسنده : محسن ستاک
 
مـرداب  بـه رود گفـت :
 
چـه کـردی کـه زلالــــی ....؟!؟!
 
رود جـواب داد :
 
 گذشتـم ....؟!؟!
 




نوع مطلب : مطالب منتخب، حکایت، 
برچسب ها :




سه شنبه 2 خرداد 1391 :: نویسنده : مهرداد

معلم برای سفید بودن برگ دفتر نقاشیم تنبیهم کردو همه به من خندیدند....

معلم خودش هم نفهمید من خدایی رو کشیده بودم که خودش میگفت:

دیدنی نیست





نوع مطلب : دلنوشته، مطالب منتخب، 
برچسب ها :




سه شنبه 2 خرداد 1391 :: نویسنده : محسن (مرد تنهای شب)

هر ظرفی به واسطه ریختن چیزی در آن

از وسعتش کاسته میشود مگر ظرف

علم که هر اندازه بیشتر بریزند

وسیع تروبا گنجایش

تر میگردد .

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :




سه شنبه 2 خرداد 1391 :: نویسنده : مهرداد

کارگر خسته و درمانده بود ، در راه به صندوق صدقه ای رسید،سکه از جلیقه کهنه اش درآورد تا صدقه دهد

ناگهان.....!!!!!

نگاهش به جمله ای روی صندوق صدقه افتاد

منصرف شد و به راه خود ادامه داد

.

.

.

.

.

.



ادامه مطلب


نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها :




سه شنبه 2 خرداد 1391 :: نویسنده : مهرداد

مرد جوانی ، از دانشكده فارغ التحصیل شد . ماهها بود كه ماشین اسپرت زیبایی ،پشت شیشه های یك نمایشگاه به سختی توجهش را جلب كرده بود و از ته دل آرزو می كرد كه روزی صاحب آن ماشین شود . مرد جوان ، از پدرش خواسته بود كه برای هدیه فارغ التحصیلی ، آن ماشین را برایش بخرد . او می دانست كه پدر توانایی خرید آن را دارد .

بلأخره روز فارغ التحصیلی فرارسید و پدرش او را به اتاق مطالعه خصوصی اش فراخواند و به او گفت :

من از داشتن پسر خوبی مثل تو بی نهایت مغرور و شاد هستم و تورا بیش از هر كس دیگری دردنیا دوست دارم . سپس یك جعبه به دست او داد . پسر ،كنجكاو ولی ناامید ، جعبه را گشود و در آن یك انجیل زیبا ، كه روی آن نام او طلاكوب شده بود ، یافت .

با عصبانیت فریادی بر سر پدر كشید و گفت : با تمام مال ودارایی كه داری ، یك انجیل به من میدهی؟

كتاب مقدس را روی میز گذاشت و پدر را ترك كرد .

سالها گذشت و مرد جوان در كار وتجارت موفق شد . خانه زیبایی داشت وخانواده ای فوق العاده . یك روز به این فكر افتاد كه پدرش ، حتماً خیلی پیر شده وباید سری به او بزند . از روز فارغ التحصیلی دیگر او را ندیده بود . اما قبل ازاینكه اقدامی بكند ، تلگرامی به دستش رسید كه خبر فوت پدر در آن بود و حاكی از اینبود كه پدر ، تمام اموال خود را به او بخشیده است . بنابراین لازم بود فوراً خود رابه خانه برساند و به امور رسیدگی نماید .

هنگامی كه به خانه پدر رسید ، در قلبش احساس غم و پشیمانی كرد . اوراق و كاغذهای مهم  پدر را گشت و آنها را بررسی نمود و در آنجا، همان انجیل قدیمی را باز یافت . در حالیكه اشك می ریخت انجیل را باز كرد وصفحات آن را ورق زد و كلید یك ماشین را پشت جلد آن پیدا كرد . در كنار آن ، یك برچسب با نام همان نمایشگاه كه ماشین مورد  نظر او را داشت ، وجود داشت . روی برچسب تاریخ روز فارغ التحصیلی اش بود و روی آن نوشته شده بود : تمام مبلغ پرداخت شده است





نوع مطلب : حکایت، 
برچسب ها :




سه شنبه 2 خرداد 1391 :: نویسنده : محسن (مرد تنهای شب)

مردم دو دسته اند :

یک دسته در بازار این جهان خود را می فروشند به پول و مقام و هوا و هوس و تجمل و مد و تقلید ؛

 و دسته دیگر در این بازار خود را خریداری می کنند و شخصیت واقعی و انسانی خود را باز می یابند ،

 یک دنیا بزرگواری و عزت نفس و مناعت و شرافت و راستی و استقامت و عدالت و تقوی و حقیقت خواهی و ایمان و معنویت برای خود ذخیره می کنند، در این بازار آن نرخی را به رسمیت می شناسد که قرآن تعیین کرد که

 هیچ چیزی ارزش ندارد که آدمی خود را به آن بفروشد.





نوع مطلب :
برچسب ها :






( کل صفحات : 30 )    1   2   3   4   5   6   7   ...