دنج بلوگ
درباره وبلاگ


سلام
به وبلاگ خودتون خوش آمدید
ما در این وبلاگ به صورت گروهی همکاری میکنیم
وبا هر موضویی آپ خواهیم شد
آماده تبادل لینک با شما عزیزان هستیم
ودر صورت تمایل می تونید یکی از نویسنگان این وبلاگ باشید

مدیر وبلاگ :
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
قالب ما چطوریه؟





 شبکه اجتماعی دنج نما
شنبه 31 فروردین 1392

کلامی از شیخ بهایی:

 

آدمی اگر پیامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نیست، زیرا:

اگر بسیار کار کند، میگویند احمق است !

اگر کم کار کند، میگویند تنبل است !

اگر بخشش کند، میگویند افراط میکند !

اگر جمع گرا باشد، میگویند بخیل است !

اگر ساکت و خاموش باشد، میگویند لال است !

اگر زبان آوری کند، میگویند وراج و پر گوست !

اگر روزه برآرد و شبها نماز بخواند، میگویند ریا کار است !

و اگر نکند، میگویند کافر است و بی دین !

لذا نباید بر حمد و ثنای مردم اعتنا کرد

و جز از خداوند نباید از کسی ترسید.

پس آنچه باشید که دوست دارید.

شاد باشید، مهم نیست این شادی چگونه قضاوت شود.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
☺
یکشنبه 25 فروردین 1392
زمانی که شایعه ای را می شنوید و قصد انتقال آن به دیگری را دارید بحث کوتاه فلسفی زیر را در ذهن خود مرور کنید:
در یونان باستان سقراط به دلیل خرد و درایت فراوانش مورد ستایش بود.
روزی فیلسوفی که از آشنایان سقراط بود،با هیجان نزد او آمد و گفت: سقراط میدانی درباره ی یکی از شاگردانت چه شنیده ام؟

سقراط پاسخ داد: لحظه ای صبر کن! پیش از اینکه به من چیزی بگویی از تو می خواهم آزمونی را که نامش " سه پرسش " است پاسخ دهی.
مرد پرسید: سه پرسش؟

سقراط گفت: بله درست است. پیش از اینکه درباره ی شاگردم با من صحبت کنی، لحظه ای آنچه را که قصد گفتنش را داری آزمایش می کنیم.

نخستین پرسش *" حقیقت "* است. آیا کاملا مطمئنی که آنچه را که می خواهی به من بگویی حقیقت دارد؟
مرد پاسخ داد : نه، فقط در موردش شنیده ام.

سقراط گفت: بسیار خوب، پس واقعاً نمیدانی که خبر درست است یا نادرست.

حالا پرسش دوم: پرسش *" خوبی و بدی "* آیا آنچه را که در مورد شاگردم می خواهی به من بگویی خبر خوبی است؟
مرد پاسخ داد: نه، بر عکس...

سقراط ادامه داد: پس می خواهی خبری بد در مورد شاگردم که حتی در مورد آن مطمئن هم نیستی بگویی؟
مرد کمی دستپاچه شد و شانه بالا انداخت.

سقراط ادامه داد: و اما پرسش سوم* " سودمند بودن " *است. آن چه را که می خواهی در مورد شاگردم به من بگویی برایم سودمند است؟
مرد پاسخ داد: نه، واقعا...

سقراط نتیجه گیری کرد: اگر می خواهی به من چیزی را بگویی که نه حقیقت دارد و نه خوب است و نه حتی سودمند است
پس چرا اصلا آن را به من می گویی؟




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
☺
چهارشنبه 21 فروردین 1392
روزی لقمان در کنار چشمه ای نشسته بود . مردی که از آنجا می گذشت از لقمان پرسید : چند ساعت دیگر به ده بعدی خواهم رسید ؟
لقمان گفت : راه برو . آن مرد پنداشت که لقمان نشنیده است.
دوباره سوال کرد : مگر نشنیدی ؟ پرسیدم چند ساعت دیگر به ده بعدی خواهم رسید ؟
لقمان گفت : راه برو . آن مرد پنداشت که لقمان دیوانه است و رفتن را پیشه کرد .

زمانی که چند قدمی راه رفته بود ، لقمان به بانگ بلند گفت : ای مرد ، یک ساعت دیگر بدان ده خواهی رسید .
مرد گفت : چرا اول نگفتی ؟
لقمان گفت : چون راه رفتن تو را ندیده بودم ، نمی دانستم تند می روی یا کند .
حال که دیدم دانستم که تو یک ساعت دیگر به ده خواهی رسید .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
☺

 

 

حرکتی دیدنی از سر کار گذاشتن پلیس

 

اگه اون بالایی نخواد حتی یه برگ هم از روی درخت به زمین نمی افته






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
☺
دوشنبه 19 فروردین 1392

زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمرد را با ریش های بلند جلوی در دید.


به آنها گفت: « من شما را نمی شناسم ولی فکر می کنم گرسنه باشید، بفرمائیدداخل تا چیزی برای خوردن به شما بدهم.»


آنها پرسیدند:« آیا شوهرتان خانه است؟»


زن گفت: « نه، او به دنبال کاری بیرون از خانه رفته.»


آنها گفتند: « پس ما نمی توانیم وارد شویم.»


عصر وقتی شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را برای او تعریف کرد.


شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائید داخل.»


زن بیرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم داخل خانه نمیشویم.»


زن با تعجب پرسید: « چرا!؟» یکی از پیرمردها به دیگری اشاره کرد و گفت:« نام اوثروت است.» و به پیرمرد دیگر اشاره کرد و گفت:« نام او موفقیت است. و نام منعشق است، حالا انتخاب کنید که کدام یک از ما وارد خانه شما شویم.»


زن پیش شوهرش برگشت و ماجرا را تعریف کرد. شوهـر گفت:« چه خوب، ثـروت رادعوت کنیم تا خانه مان پر از ثروت شود! » ولی همسرش مخالفت کرد و گفت:« چراموفقیت را دعوت نکنیم؟»


عروس خانه که سخنان آنها را می شنید، پیشنهاد کرد:« بگذارید عشق را دعوتکنیم تا خانه پر از عشق و محبت شود.»


مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بیرون رفت و گفت:« کدام یک از شما عشقاست؟ او مهمان ماست.»


عشق بلند شد و ثروت و موفقیت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجبپرسید:« شما دیگر چرا می آیید؟»


پیرمردها با هم گفتند:« اگر شما ثروت یا موفقیت را دعوت می کردید، بقیه نمی آمدند ولی هرجا که عشق است ثروت و موفقیت هم هست! » 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
☺
یکشنبه 18 فروردین 1392

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ما همان آدمهایی هستیم که به راحتی دیگران را ترک میکنیم
اما وقتی کسی ترکمان میکند
جوری که انگار دنیا به آخر رسیده باشد
بغض گلویمان را خفه می کند





نوع مطلب : شعرهای عاشقانه، دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
☺
دیدمش اما همان افسونگر زیبا نبود
در نگاهش نقشی از ان دلفریبی ها نبود

چهره ی بیمار او میگفت دیگر رفتنیست
بهر او دیگر در این دنیای کوچک جا نبود

دیدمش بعد از گذشت ماه ها و سال ها
آن وفاداری که میپنداشتم... اما نبود 

آنکه دنیا را به لبخندی سراسر می شکفت
چند روزی بیشتر مهمان این دنیا نبود

بی تفاوت از کنار کنجکاوی ها گذشت
او خودش اینجا خیال او ولی اینجا نبود!

چشم او پر بود از آیا...چگونه..کی...کجا
بر لبانش جز سکوتی تلخ و بی معنا نبود

گفتمش لیلا؟ نگاهی کرد اما سرد و تلخ
راستی لیلای من دیگر همان لیلا نبود...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
☺
پنجشنبه 15 فروردین 1392

نبینمت شکسته ای

بیا و در حریم عاشقانه ای قدم بزن

بیا و با تبسمت

شکفتن دوباره را برای من رقم بزن

نگاه کن به قاصدک

قدم قدم نوید را

شکوه سبز و آبی و سپید را

نگاه کن ترانه را

تپش تپش سرود عاشقانه را

نگاه کن به چشم های عاشقان

که موج می زند همیشه عشق در نگاهشان

مرا ببر به سرزمین قصه ها

هزار و یک شب مرا

پر از حضور روشن ستاره کن

مرا پر از اشاره کن

تو مبحث بلیغ لحظه های شاعرانه ای

تو ساحت سپیده و ترانه ای

که بی تو بی ستاره ام

که با تو من تولدی دوباره ام....





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
☺

جدیدترین علل مرگ و میر در ایران

 

 



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
☺
سه شنبه 6 فروردین 1392

تنهایی، قشنگ ترین و بی منت ترین حسِ دنیاست

چون برای داشتنش نیاز به هیچ کس نداری





نوع مطلب : دلنوشته، شعرهای عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
☺





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی




Top Blog
پیامک های عاشقانه Online User بزرگترین وبلاگ گروهی ایران
 
 
بالای صفحه
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات