دنج بلوگ
درباره وبلاگ


سلام
به وبلاگ خودتون خوش آمدید
ما در این وبلاگ به صورت گروهی همکاری میکنیم
وبا هر موضویی آپ خواهیم شد
آماده تبادل لینک با شما عزیزان هستیم
ودر صورت تمایل می تونید یکی از نویسنگان این وبلاگ باشید

مدیر وبلاگ :
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
قالب ما چطوریه؟





 شبکه اجتماعی دنج نما
چهارشنبه 20 آذر 1392

هرشب

بدون هیچ اطمینانی از بیدار شدنمان...

به تخت خواب می رویم...

اما با این حال برای فردا برنامه می ریزیم!

این یعنی امید!..





نوع مطلب : شعرهای عاشقانه، دلنوشته، تازه ها، 
برچسب ها : فیس تو فیس،
لینک های مرتبط :
☺
شنبه 9 شهریور 1392

به یاد داشته باش

من نباید چیزی باشم که تو می خواهی

من را خودم از خودم ساخته ام

تویی که تو از من می سازی

آرزوهایت و یا کمبودهایت هستند





نوع مطلب : شعرهای عاشقانه، دلنوشته، 
برچسب ها : به یاد داشته باش،
لینک های مرتبط :
☺
یکشنبه 29 اردیبهشت 1392

وقتی زیادی به کسی بگی دوست دارم
خیال میکنه احساستو به حراج گذاشتی
تو حراجی هم چیز خوبی گیر آدم نمیاد
پس یه کم جلوی زبونتو باید بگیری !!!





نوع مطلب : شعرهای عاشقانه، دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
☺
یکشنبه 18 فروردین 1392

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ما همان آدمهایی هستیم که به راحتی دیگران را ترک میکنیم
اما وقتی کسی ترکمان میکند
جوری که انگار دنیا به آخر رسیده باشد
بغض گلویمان را خفه می کند





نوع مطلب : شعرهای عاشقانه، دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
☺
سه شنبه 6 فروردین 1392

تنهایی، قشنگ ترین و بی منت ترین حسِ دنیاست

چون برای داشتنش نیاز به هیچ کس نداری





نوع مطلب : دلنوشته، شعرهای عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
☺
شنبه 6 آبان 1391

آرزویم با تو بودن است

اما نه به بهای پا گذاشتن روی آرزوی تو

آرزویم این است که

بخواهی و بمانی

نه اینکه بمانی به خواهشم ...!





نوع مطلب : دلنوشته، شعرهای عاشقانه، 
برچسب ها : آروز،
لینک های مرتبط :
☺
سه شنبه 2 آبان 1391

سعی کن در این دنیا خودت باشی؛

دیگران به حد کافی هستند ...!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
☺
دوشنبه 20 شهریور 1391

شنیده ام که




کسانی شبیه و شکل مرا





کنار پنجره ی فولاد می‌دهند شفا ...!










نوع مطلب : شعرهای عاشقانه، دلنوشته، 
برچسب ها : پنجره فولاد،
لینک های مرتبط :
☺
دوشنبه 20 شهریور 1391




زیباترین عکس های دنیا



در اتاق های تاریک ظاهر می شوند




پس هر وقت در تاریکی زندگی قرار گرفتی





بدان که خدا می خواهد از تو تصویری زیبا بسازد










نوع مطلب : شعرهای عاشقانه، دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
☺
دوشنبه 20 شهریور 1391





خدا شونه هامونو واسه این که کوله بار غم هامونو





بذاریم روش نیافریده







آفریده تا بعضی وقتا بندازیمشون بالا و بگیم





بیخیال ...!














نوع مطلب : شعرهای عاشقانه، دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
☺

از دل نوشته هایم ساده نگذر

به یاد داشته باش

این «دل نوشته» ها را

یک «دل»، نوشته...!

مرجان سرخ






نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
☺

مشاور عزیز

امیدوارم بتوانید به من کمک کنید. چند روز پیش من از خانه خارج شدم تا به سر کارم بروم. هنوز از خانه دور نشده بودم که ماشینم خراب شد و مجبور شدم تا خانه پیاده برگردم. وقتی وارد خانه شدم نتوانستم آنچه را می بینم باور کنم. دختر همسایه توی بغل شوهرم بود!

من 32 ساله هستم، شوهرم 34 ساله است و دختر همسایه فقط 19 سال دارد. ما 10 سال است که ازدواج کرده ایم. شوهرم اعتراف کرد که از شش ماه پیش با دختر همسایه رابطه دارد.

مشاور عزیز. من نگران و دل شکسته هستم و شدیداً به کمک شما نیاز دارم. لطفاً به من کمک کنید.

ارادتمند، شیلا

پاسخ مشاور:

شیلای عزیز

من درد شما را می فهمم. خراب شدن ماشین مشکل بزرگی است. با توجه به آنچه که توضیح دادی، احتمال می دهم مشکل از موتور باشد. لوله های بنزین را چک کن که آشغال تویشان گیر نکرده باشد. اگر تمیز هستند، شاید پمپ بنزین اشکال پیدا کرده باشد. اگر آن هم نبود باید انژکتور را چک کنی. امیدوارم توانسته باشم به تو کمک کنم.

ارادتمند، مشاور





نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها : چرا مردها نباید مشاور باشند، مشاور، بزرگترین وبلاگ گروهی ایران،
لینک های مرتبط :
☺
چهارشنبه 18 مرداد 1391

لیلی قصه اش را دوباره خواند

 برای هزارمین بار.... ومثل هربار لیلی قصه باز هم مرد

لیلی گریست وگفت :کاش اینگونه نبود

خدا گفت : هیچ کس جزتو قصه ات را تغییر نخواهد داد!! 

لیلی! قصه ات را عوض کن

لیلی اما میترسید . لیلی به مردن عادت داشت

تاریخ به مردن لیلی خو کرده بود

خدا گفت : لیلی عشق میورزد تا نمیرد . دنیا لیلی زنده میخواهد

لیلی آه نیست . لیلی اشک نیست . لیلی معشوقی مرده در تاریخ نیست 

لیلی! زندگی کن

اگر لیلی بمیرد ، دیگر چه کسی لیلی به دنیا بیاورد ؟

چه کسی گیسوان دختران عاشق را ببافد؟

چه کسی طعام نور در سفره های خوشبختی بچیند؟

چه کسی غبار اندوه را از طاقچه های زندگی بروبد؟؟

چه کسی پیراهن عشق را بدوزد ؟؟

لیلی قصه ات را دوباره بنویس 

لیلی به قصه اش بازگشت

این بار اما نه به قصد مردن

که به قصد زندگی 

و آن وقت به یاد آورد که تاریخ پر بوده از لیلی های ساده گمنام







نوع مطلب : شعرهای عاشقانه، دلنوشته، 
برچسب ها : لیلی، قصه لیلی، لیلی دوباره زندگی کن،
لینک های مرتبط :
☺

به بهشت نمی روم اگر

مادرم آنجا نباشد

1328014936860631_orig.jpg




نوع مطلب : شعرهای عاشقانه، 
برچسب ها : حسین پناهی، جمله زیبا حسین پناهی، بزرگترین وبلاگ گروهی ایران،
لینک های مرتبط :
☺


Hosein panahi yazdfun دل نوشته های حسین پناهی


بدینوسیله من رسماً از بزرگسالی استعفا می دهم و مسئولیتهای یک کودک هشت ساله را قبول می کنم.

می خواهم به یک ساندویچ فروشی بروم و فکر کنم که آنجا یک رستوران پنج ستاره است.

می خواهم فکر کنم شکلات از پول بهتر است،چون می توانم آن را بخورم!

می خواهم زیر یک درخت بلوط بزرگ بنشینم و با دوستانم بستنی بخورم .

می خواهم درون یک چاله آب بازی کنم و بادبادک خود را در هوا پرواز دهم.

می خواهم به گذشته برگردم، وقتی همه چیز ساده بود،

وقتی داشتم رنگها را، جدول ضرب را و شعرهای کودکانه را یاد می گرفتم،

وقتی نمی دانستم که چه چیزهایی نمی دانم و هیچ اهمیتی هم نمی دادم .

می خواهم فکر کنم که دنیا چقدر زیباست و همه راستگو و خوب هستند.

می خواهم ایمان داشته باشم که هر چیزی ممکن است

و می خواهم که از پیچیدگیهای دنیا بی خبر باشم

می خواهم دوباره به همان زندگی ساده خود برگردم،

نمی خواهم زندگی من پر شود از کوهی از مدارک اداری،

خبرهای ناراحت کننده، صورتحساب، جریمه و ...

می خواهم به نیروی لبخند ایمان داشته باشم، به یک کلمه محبت آمیز،

به عدالت، به صلح، به فرشتگان، به باران، و به . . .

این دسته چک من، کلید ماشین،کارت اعتباری و بقیه مدارک،...مال شما...

من رسماً از بزرگسالی استعفا میدهم





نوع مطلب : شعرهای عاشقانه، دلنوشته، 
برچسب ها : حسین پناهی، بزرگترین وبلاگ گروهی ایران، عکس حسین پناهی،
لینک های مرتبط :
☺
چهارشنبه 11 مرداد 1391

http://raazebaran.persiangig.ir/axveb/raze%20tanhaee%20mard.jpg





نوع مطلب : شعرهای عاشقانه، گالری عکس، دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
☺

چند سال پیش، آی بی ام تصمیم گرفت که تولید یکی از قطعات کامپیوترهایش را به ژاپنی ها بسپارد.

در مشخصات تولید محصول نوشته بود سه قطعه معیوب در هر ۱۰۰۰۰قطعه ای که تولید می شود قابل قبول است.

هنگامیکه قطعات تولید شدند و برای آی بی ام فرستاده شدند،

نامه ای همراه آنها بود با این مضمون مفتخریم که سفارش شما را سر وقت آماده کرده و تحویل می دهیم.

برای آن سه قطعه معیوبی هم که خواسته بودید خط تولید جداگانه ای درست کردیم و آنها را فراهم ساختیم

امیدواریم این کار رضایت شما را فراهم سازد.





نوع مطلب : حکایت، داستان، 
برچسب ها : ژاپن، کیفیت و استاندارد، استاندارد ژاپنی ها،
لینک های مرتبط :
☺
گفته می‌شود یك كمپانی آمریكایی برای به رخ كشیدن قدرت تكنولوژی‌اش، سیمی به ضخامت یك‌هزارم تار موی انسان دور قرقره‌ای پیچید و برای كمپانی رقیبش در ژاپن فرستاد. مدتی بعد كمپانی ژاپنی همان سیم را پس فرستاد در حالی كه روی آن سیم به فواصل منظم سوراخ شده بود.
اما آنها كه گمان می‌برند شكوه تمدن ژاپن از قدرت تكنولوژیك آن برمی‌خیزد، دچار ساده‌اندیشی و سطحی‌نگری‌اند. تمدن یگانه كالایی است كه مبادله نمی‌پذیرد وفقط باید در درون یك ملت «تولید» شود. اگر آن طور بودكه همه ملت‌ها با خرید فناوری متمدن می‌شدند رفتار برخی شهروندان خودمان را كه سوار بر آخرین مدل خودروهای ژاپنی با آخرین فناوری آنها هستند، ببینید. قدرت فناوری خیره كننده چشم‌بادامی‌های ژاپن، به رغم همه جلال وشكوهش، «فرع»ی است كوچك بر تمدنی كه این ملت آفریده است. «اصل» این تمدن را بیش از آنچه در كارخانه‌های معظم ایالت اُزاكا بتوان یافت در ویرانه‌های دلخراش ایالت فوکوشیما می‌توان دید. وقتی رفتار متمدنانه آوارگانی كه از پی مخوف‌ترین زلزله‌ قرن، منظم و تمیز در صف آب می‌ایستند وبی جنجال و هیاهو و ناسزا فقط به اندازه مصرف همان روز خود، آب دریافت می‌كنند با رفتار مردمان یك كشور جهان سومی، در شرایطی كاملا عادی، مقایسه می‌كنیم، معنای تمدن نمایان می‌شود.
در همه فیلم‌ها و عكس‌های خبری كه از روزهای پس از زلزله و سونامی ویرانگر ژاپن منتشر شد یك صحنه درگیری، ازدحام، هجوم، غارت فروشگاه، ولع برای دریافت كمك‌های اعطایی، بی‌نظمی و حتی فریاد و جزع دیده نمی‌شد. یكی از خبرگزاری‌ها خلاصه مشاهدات خبرنگارانش را چنین بازتاب داده است:
1ـ صفوف منظم آب و غذا بدون هیچ حرف زننده یا رفتار خشن.
2ـ هیچ ساختمانی در زلزله 9 ریشتری آسیب ندید. همه خسارت‌ها مربوط به سونامی و ورود دریا به شهر بود.
3ـ غارتگری دیده نشد. زورگویی یا از دست دیگران ربودن دیده نشد. فقط تفاهم بود.
4ـ 50 نفر از كارگران نیروگاه اتمی، به رغم نشت مواد رادیو اكتیو، با از جان گذشتگی ماندند تا به خنك كردن دستگاه‌ها ادامه دهند.
5ـ حتی یك مورد سوگواری شدید یا زدن به سر و صورت دیده نمی‌شد. مصیبت و غم همراه با طمانینه بود.
6 ـ مردم فقط اقلام مورد نیاز خود را تهیه كردند و این باعث شد به همه آب و آذوقه برسد.
7ـ مردم از افراد ناتوان و پیر و بیمار دستگیری می‌كردند. رستوران‌ها قیمت‌ها را كاهش دادند. یك خودپرداز بدون محافظ دست نخورده ماند.
8ـ همه دقیقاً می دانستند باید چه كاری انجام دهند. انگار بار دومی بود كه این اتفاق افتاده است!
9ـ رسانه‌ها در انتشار اخبار محتاط و دقیق بودند. از انتشار گزارش‌های التهاب‌آفرین خودداری می‌كردند و فقط اخبار آرام‌بخش پخش می‌شد.
10ـ هنگامی كه در یك فروشگاه برق رفت، مردم اجناس را برگرداندند سرجایشان و به آرامی فروشگاه را ترك كردند.
این همان تمدنی است كه بقیه محصولات و مصنوعات تمدنی، بر آن بنا شده است. سونی و پاناسونیك و هیتاچی و تویوتا و هوندا و نیسان موتورز بر این تمدن بنا شده است. چنین فرهنگ و چنان رفتار مدنی است كه منجر به رشد و توسعه در همه عرصه‌ها و همه ابعاد می‌شود. زیربنای ناب تمدن یك سرزمین را باید در مواقع بحران دید. اینها را مقایسه كنید با رفتار بسیاری از هموطنان خودمان، آن هم در مواقع عادی و فراوانی و ثبات، ببینید ابعاد تفاوت را.
فرق است میان مردمی كه پس از جنگ ویرانگر جهانی و انفجار دو بمب اتمی در كشورش، كارگرانش در سراسر جهان نان خالی می‌خوردند و هر یك «سنت»شان را به «ین» تبدیل می‌كردند تا سرزمینشان را بسازند با قشر تازه به دوران رسیده كشورهای جهان سومی كه هر یك «واحد پول ملی»‌شان را به دلار تبدیل می‌كنند تا در جهان غرب سرمایه‌گذاری كنند.
دوستی نقل می‌كرد سالیان پیش به همراه چند هموطن برای كار به ژاپن رفته بودیم و چند اتاق كنار هم اجاره كرده بودیم. اتاق‌ها قفل و بست نداشت. هرچه به صاحبخانه گفتیم چرا قفل و كلید ندارد، گفت برای چه نگرانید. اینجا امن است. كسی به شما كاری ندارد. بالاخره بعد از چند روز با شرمندگی به او حالی كردیم كه از شما نگران نیستیم، از خودمان نگرانیم!
به هرحال، تمدن را نه می‌توان خرید و نه می‌توان با شعار و دستور به دست آورد. «تمدن» محصولی است كه باید در فرایندی عاقلانه، متعهدانه، هوشمندانه و بغایت منظم تولید شود. زمینه تولید تمدن نه دانشگاه و كارخانه و وزارتخانه و دولت، كه «خانواده» و «آموزش و پرورش» است. تا عزمی نكنیم و حركت به سمت تمدن را به صورت یك جهاد مستمر نیاغازیم، اگر از بام تا شام شعار دهیم، خاصیتی نخواهد داشت و هر چند شعار «ما متمدن‌ترین مردم جهانیم» برای بالا بردن روحیه، شعار خوبی است اما فراموش نكنیم وقتی می‌خواهند میزان تمدن و توسعه‌یافتگی ما را اندازه بگیرند، به گفتارمان كاری ندارند، رفتارمان را می‌بینند.






نوع مطلب : مطالب منتخب، داستان، 
برچسب ها : ژاپن، تمدن،
لینک های مرتبط :
☺

به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم، فهمیدم که بیمارم ...

خدا فشار خونم را گرفت، معلوم شد که لطافتم پایین آمده.

زمانی که دمای بدنم را سنجید، دماسنج 40 درجه اضطراب نشان داد.

آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم، تنهایی سرخرگهایم را مسدود کرده بود ...

و آنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون برسانند.

به بخش ارتوپدی رفتم چون دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم و آنها را در آغوش بگیرم.

بر اثر حسادت زمین خورده بودم و چندین شکستگی پیدا کرده بودم ...

فهمیدم که مشکل نزدیک بینی هم دارم، چون نمی توانستم دیدم را از اشتباهات اطرافیانم فراتر ببرم.

زمانی که از مشکل شنوایی ام شکایت کردم معلوم شد که مدتی است که صدای خدا را آنگاه که در طول روز با من سخن می گوید نمی شنوم...!

خدای مهربان برای همه این مشکلات به من مشاوره رایگان داد و من به شکرانه اش تصمیم گرفتم از این پس تنها از داروهایی که در کلمات راستینش برایم تجویز کرده است استفاده کنم :

هر روز صبح یک لیوان قدردانی بنوشم.

قبل از رفتن به محل کار یک قاشق آرامش بخورم .

هر ساعت یک کپسول صبر، یک فنجان برادری و یک لیوان فروتنی بنوشم.

زمانی که به خانه برمیگردم به مقدار کافی عشق بنوشم .

و زمانی که به بستر می روم دو عدد قرص وجدان آسوده مصرف کنم.

امیدوارم خدا نعمتهایش را بر شما سرازیر کند:

رنگین کمانی به ازای هر طوفان ،

لبخندی به ازای هر اشک ،

دوستی فداکار به ازای هر مشکل ،

نغمه ای شیرین به ازای هر آه ،

و اجابتی نزدیک برای هر دعا  .

جمله نهایی :  عیب کار اینجاست که من  * آنچه هستم *  را  با   * آنچه باید باشم *  اشتباه می کنم ،  خیال میکنم  آنچه  باید  باشم  هستم،  در حالیکه  آنچه  هستم نباید  باشم .

 

زنده یاد احمد شاملو

 





نوع مطلب : داستان، دلنوشته، 
برچسب ها : احمدشاملو، نوشته های احمد شاملو،
لینک های مرتبط :
☺
از هنگامی که خداوند مشغول خلق زن بود، شش روز می‌گذشت.

فرشته‌ای ظاهر شد و گفت: "چرا این همه وقت صرف این یکی می‌فرمایید؟"

خداوند پاسخ داد:

"دستور کار او را دیده‌ای‌؟

باید دویست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جایگزینی باشند.

باید بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذای شب مانده کار کند.

دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از جایش بلند شد ناپدید شود.

بوسه‌ای داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشیده گرفته تا قلب شکسته، درمان کند."


فرشته سعی کرد جلوی خدا را بگیرد.

"این همه کار برای یک روز خیلی زیاد است. باشد فردا تمامش بفرمایید."

خداوند گفت :

"نمی شود!!

چیزی نمانده تا کار خلق این مخلوقی را که این همه به من نزدیک است، تمام کنم.

از این پس می تواند هنگام بیماری، خودش را درمان کند،

یک خانواده را با یک قرص نان سیر کند و یک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگیرد."


فرشته نزدیک شد و به زن دست زد.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : خلقت زن، سوال فرشته از خدا،
لینک های مرتبط :
☺
شنبه 31 تیر 1391
برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید

از بچگی یاد گرفتیم

آب که خوردیم بگیم

 یا حسین

 چه خوبه در ماه رمضان

 وقتی آب دیدیم

 اما نخوردیم بگیم

 یا اباالفضل






نوع مطلب : مطالب منتخب، دلنوشته، 
برچسب ها : یا ابوالفضل، ضیافت ماه مبارک رمضان، آب نخوردن،
لینک های مرتبط :
☺


( کل صفحات : 9 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی




Top Blog
پیامک های عاشقانه Online User بزرگترین وبلاگ گروهی ایران
 
 
بالای صفحه
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic