دنج بلوگ
درباره وبلاگ


سلام
به وبلاگ خودتون خوش آمدید
ما در این وبلاگ به صورت گروهی همکاری میکنیم
وبا هر موضویی آپ خواهیم شد
آماده تبادل لینک با شما عزیزان هستیم
ودر صورت تمایل می تونید یکی از نویسنگان این وبلاگ باشید

مدیر وبلاگ :
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
قالب ما چطوریه؟





 شبکه اجتماعی دنج نما
لحظاتی ترسناک برای مادر و فرزندش

لولا مایی 10 ماهه در پارک توسط یک موش خرمای وحشی مورد حمله قرار گرفت و انگشتان کوچکش در این حمله آسیب دید. مادر 21 ساله و دو آتش نشان همه تلاش خود را کردند تا موش خرمای گرسنه انگشت دخترک را رها کند.

لحظاتی ترسناک برای مادر و فرزندش !+ عکس www.taknaz.ir

لحظاتی ترسناک برای مادر و فرزندش !+ عکس www.taknaz.ir

مادر وی ماجرا را اینگونه توصیف میکند: این اتفاق شاید یکی از سخت ترین لحظاتی بود که در زندگی پشت سر گذاشتم ، من به حدی ترسیده بودم که حتی قادر به حرکت کردن نبودم ، ماجرا از آنجا شروع شد که من و لولا در پارک بودیم که یک موش خرما را دیدم که به آرامی در حال نزدیک شدن به من و لولا بود ، ناگهان موش خرما با سرعت وارد کالسکه لولا شد . سپس صدای جیغ لولا را شنیدم و فهمیدم که موش خرما او را گاز گرفته است .
 
موش همچنان انگشت لولا را در دهان داشت و او را رها نمیکرد و دختر کوچکم از درد فریاد میکشید. من که به شدت ترسیده بودم نمیدانستم باید چه کار کنم فقط میخواستم موش عصبانی تر نشود برای همین با فریاد از مردم کمک خواستم که دو آتش نشان به کمک من آمدند.شاهدان میگوند 25 دقیقه طول کشیده است تا آتشنشانان موش خرما را از انگشت این کودک جدا کنند. لولا سریعا به بیمارستان فرستاده شد و بعد از عکس برداری از انگشتانش پزشکان گفتند استخوان یکی از انگشتان او کمی آسیب دیده است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
☺

پسربچه عجیب تبریزی با بدنی آهنربایی !! + تصاویر

"متین درویش" که تنها شش سال دارد، بدنش دارای خاصیتی است که اشیای فلزی و البته پلاستیکی به آن می چسبند.

به گزارش  ایران  "متین" که اهل تبریز است با کودکان هم سن و سال خود تفاوت زیادی دارد و این تفاوت در مقابل اشیای فلزی و پلاستیکی معلوم می شود، بطوریکه بدن او توانایی عجیبی در جذب آهن و همچنین مواد پلاستیکی دارد.پدر متین شش ساله می گوید یک و نیم ماه قبل متوجه این توانایی پسرش شده است. علی درویش ادامه می دهد: متین هنگام مطالعه مجله ای نوروزی، عکس یک کودک خارجی که قاشق و چنگال به بدنش چسبیده بود را دید و از روی کنجکاوی، این قابلیت را در بدنش تست کرد و ناگهان متوجه توانایی عجیب بدنش در جذب قاشق و چنگال شد.

وی افزود: از آن روز تا کنون بارها به شیوه های مختلف او را مورد آزمایش قرار دادیم و متوجه شدیم که خداوند در وجود متین نیرویی قرار داده و با آن نیرو، او را قادر ساخته اشیا و اجسام فلزی و پلاستیکی که نگه داشتنش روی بدن افراد دیگر محال است را به راحتی مانند آهنربا جذب کرده و نگه دارد.

علی درویش گفت: بعنوان مثال اشیایی با جنس پلاستیک، طلا، آلومنیوم، نقره، مس، چدن، استیل، آهن و اجسامی مانند سی دی، موبایل و کنترل تلویزیون، جذب بدن متین می شوند.

پدر متین گفت: از داشتن این توانایی نترسیدیم ولی هیجان زده شدیم و آن را در بدن "مهدی" فرزند ۱۵ ساله ام هم امتحان کردیم و دیدیم او نیز با شدت کمتری صاحب این قابلیت است.

پسربچه عجیب تبریزی با بدنی آهنربایی !! + تصاویر www.taknaz.ir



ادامه مطلب


نوع مطلب : تازه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
☺
فکر کنم برای این عکاس از این اتفاق ها زیاد رخ داده !
 
لطفا تا لود شدن کامل تصویر صبور باشید !!!
 
عجب آدم بی خیالی هست !! ( تصویری) www.taknaz.ir




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
☺
شرمنده کردن متخلفان این این جمله زیبا ( نفرین نمی کنیم شما را دعا می کنیم اینجا آشغال نریزید )
 
نفرین نمی کنیم ...(عکس) www.taknaz.ir
 
 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
☺
 مامان من زنم یا مرد؟ (طنز)

خونه مشغول کاربودم که دخترم بدو بدو اومد و پرسید .

دخترم : مامان تو زنی یا مردی ؟

من : زنم دیگه پس چی ام ؟

دخترم : بابا ، چی اونم زنه ؟

من : نه مامانی بابا مرده .

دخترم : راست میگی مامان ؟

من : آره چطور مگه ؟

دخترم : هیچی مامان ! دیگه کی زنه ؟

من : خاله مریم ، خاله آرزو ، مامان بزرگ

دخترم : دایی سعید هم زنه ؟

من : نه اون مرده !

دخترم : از کجا فهمیدی زنی ؟

من : فهمیدم دیگه مامان، از قیافه ام .

دخترم : یعنی از چی ؟ از قیافه ات؟

من : از اینکه خوشگلم ،

دخترم : یعنی هر کی خوشگل بود زنه‌ ؟

من : اره دخترم

دخترم : بابا از کجا فهمید مرده

من : اونم از قیافش فهمید . یعنی بابایی چون ریش داره و ریشهاشو میزنه و زیاد
خوشگل نیست مرده !

دخترم : یعنی زنا خوشگلن مردا زشتن ؟

من : آره تقریبا .

دخترم : ولی بابایی که از تو خوشگل تره

من : اولا تو نه شما بعدشم باباییت کجاش از من خوشگل تره ؟

دخترم : چشاش

من : یعنی من زشتم مامان ؟

دخترم : آره

من : مرسی

دخترم : ولی دایی سعید هم از خاله خوشگلتره !!

من : خوب مامان بعضی وقتها استثنا هم هست

دخترم : چی اون حرفه که الان گفتی چی بود

من : استثنا یعنی بعضی وقتها اینجوری میشه

دخترم : مامان من مردم

من : نه تو زنی

دخترم : یعنی منم زشتم

من : نه مامان کی گفت تو زشتی تو ماهی ، ولی تو الان کودکی

دخترم : یعنی من زن نیستم ؟

من : چرا جنسیتت زنه ولی الان کودکی

دخترم : یعنی چی ؟

من : ببین مامان همه ی آدما شناسنامه دارن که توی شناسنامه شون جنسیتشون مشخص
میشه جنسیت تو هم توی شناسنامه ات زنه .

دخترم : یعنی منم مامانم ؟

من : اره دیگه تو هم مامان عروسکهاتی

دخترم : نه ، مامان واقعی ام ؟

من : خوب تو هم یه مامان واقعی کوچولو برای عروسکهات هستی دیگه

دخترم : مامان مسخره نباش دیگه من چی ام ؟

من : تو کودکی

دخترم : کی زن میشم ؟

من : بزرگ شدی

دخترم : مامان من نفهمیدم کیا زنن ؟

من : ببین یه جور دیگه میگم . کی بتو شیر داده تا خوردی بزرگ شدی

دخترم : بابا

من : بابات کی بتو شیر داد ؟ !!!!!!!!!!

دخترم : بابا هر شب تو لیوان سبزه بهم شیر میده دیگه

من : نه الان رو نمی گم ، کوچولو بودی ؟

دخترم : نمی دونم

من : نمی دونم چیه ؟ من دادم دیگه

دخترم : کی؟

من : ای بابا ولش کن ، بین مامان ، زنها سینه دارن که باهاش به بچه ها شیر میدن
، ولی مردا ندارن

دخترم : خب بابا هم سینه داره

من : اره داره ولی باهاش شیر نمی ده !! فهمیدی

دخترم : خوب منم سینه دارم ولی شیر نمی دم پس مردم .

من : ای بابا ببین مامان جون خودت که بزرگ بشی کم کم می فهمی .

دخترم : الان می خوام بفهمم .

من : خوب هر کی روسری سرش کنه زنه هر کی نکنه مرده

دخترم : یعنی تو الان مردی میریم پارک زن میشی

من : نه ببین ، من چیه تو میشم ؟

دخترم : مامانم

من : خوب مامانا همشون زنن و باباها همشون مردن

دخترم : آهان فهمیدم .

من : خدا خیرت بده که فهمیدی ، برو با عروسکهات بازی کن


****

نیم ساعت بعد

دخترم : مامان یه سوال بپرسم

من : بپرس ولی در مورد زن و مرد نباشه ها

دخترم : در مورد ماهی قرمزه است .

من : خوب بپرس

دخترم : مامان ماهی قرمزه زنه یا مرده ؟!!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
☺
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391

http://www.tafrihi.com/funny/2008/1/14.jpg

http://arashrayan.persiangig.com/image/Model%201.jpg



ادامه مطلب


نوع مطلب : طنز.جالب، گالری عکس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
☺
سه شنبه 12 اردیبهشت 1391
می دونید فرق سوزن با کاه چیه؟

.......

.......

......

........

......

همیشه که جواب این زیر نیست یه بار مغز پوک خودتو به کار بنداز




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
☺

نامه ای به امام زمان(عج)

نامه ای به امام زمان(عج)

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام ،سلام من به سلطانی  که سالیانی سلطنش به خاطر سیاهی دلهایی به سالی بعد افتاده است سلام  من به مولایی که بندگان همچو منش عنان خودخواهی را به دست گرفته اند وزردل را بازنگاری معاوضه می کنند وخبرندارند درکوچه ها دلبری به امید دلی نشسته است.

 ای مولای من براوراق گنجانده تاریخ ورقهایی از آنانی باصورت بی سیرتی صدای رهگذری که ندای آشنا را برزبان داشت ونوای آشنا را به گوشهای دل نوا می داد نمی شنیدند ونمی دیدند که یوسف شدن درزیبایی صورت نیست  بلکه زیبا شدن در یوسف  سیرت بودن است  وای آقای من بهانه دلم ازنوایی است که باید یوسف شدو دید که کارد به استخوان اثر نمی کند.

آقای من هنوز نمی دانم  که جمعه ها بها هستند یا بهانه وهنوز نمی دانم که ندبه ها ندا هستند یا نشانه وکمیت کمیلم برسبزه زارهای دل به تندی می تازد راه را گم کرده است یا نه شاه راه را می داند وبه بیغوله می رود وهرجمعه که می گذرد سر در زنخدان می گذارم ودرزندان دل خویش با زنده ای زمزمه می کنم زبان ،بهانه ای دوباره ازامام زمان خویش دارد  ای شهسوار شبهای بدون سحر وای مونس همدم یتیمان بدون پدر آقای من جاده سبز انتظار بااستقبالی دلهایی همراه است که کمیت کمیلشان لنگ می زند ونوای ندبه اشان دلی رابه چنگ نمی زند.

 آقای من دوست دارم در سرزمین دل خبر ازآشنایی گیرم که بااو آشتی کنم وبگویم که دگر گناه نمی کنم ،حرام رانگاه نمی کنم ،پابه هرجایگاه نمی کنم وپناه به هرپناهگاه نمی کنم .

ای آقای من حق داری ادعای شیعه شیفتگی می زنیم وحرم وپاکی دل را که جای نامحرمانه نیست به هرنامحرمی محرمی می کنیم وباخبرداری ،خودرابه خبری می زنیم وپاکی دل را که قدم انتظار باید محرمش باشد وهرناشایستی شایسته می پنداریم وبا این حال باز می گوییم منتظرت هستیم  .

ای مولای من  انتظار واژه ای است که دل رابه انقلاب وا می دارد که دربرابر اهریمن های درونی ووسوسه های درونی به پا می خیزد ونشان می دهد انتظار واژه ای است پاک ومقدس ومدال وتاج وتختی بی مانند است که فقط منتظر می تواند ازآن بهره ببرد .

ای مولای من می دانم اگر علم عشق را برپا می کنی وباز دلت را الم می کنی  وپاکی دل رابه ناپاکان می سپاریم وبه روی خود نمی آوریم که توخود می بینی ومی دانی احوالمان راو،خود رامدهوش می کنی .

ای آقای و مولای من این  صخره های گناه دل رابه سخره می گیرند وشمیم انتظار را که جزء برمنتظران شادابی وطراوتی ندارد به باد وزانی تشبیه می کند که ازسرزمین خزان می وزد.

ای آقای و مولای من جویبار اشک دیگر دریا را می طلبد که شاید امید رمیده دل غایبی بشکسته به ناخدای دریا برسد وبگویدجویبار هم به دریا می ریزد وعطر یار را از سرزمین آشنایی به مشام جان برساند .

ای آقای و مولای من خوب شدن وباتو بودن سرمایه می خواهد که سرزمین دل به دنبال آن  است  ولی هرکجا که می نگرد ازعطشناکی خود به سرابی می رسد وباز تشنه تر از قبل به امیدی دوباره می گردد واما نمی داند این سرمایه کلمه ای است که عشق تورا در درون خود گنجانده است.

ای آقای و مولای من می دانم دیدن این چنین یوسفی دل یعقوبی را می خواهد که بانابینایی چشم با روشنی دلی پرنور بگردد وکنعانی می خواهد تا نسیم بوی یوسف را از سرزمین های دور برمشام آن پیر کنعان برساند وبگوید که انتظار کلید برگشت یوسف به شهر کنعان بو د.

ای آقای و مولای من پنجره دل را به سوی خورشید انتظار باز می کنیم تاشایدخبری از آشنا ترین آشنای هستی که دردل سیه وتاریک من گم شده است دریابم وندایی راکه از آهنگ خوش ندبه جمعه بامضمونی باذکر یابن الحسن یابن الحسن است به تو هدیه کنم .

ای آقای  ومولای من چشمانم بهانه می گیرند که چقدر به جاده انتظار نگه کردیم وهرروز از نسیم دل خبرزآشنا گرفتیم وخیره شدیم باز هم جزء آن نسیم که خبری انتظاری دوباره داشت ندیدیم .

ای آقای  ومولای من جمعه رامیعادگاهی می دانم که وعده یار درآن میعادگاه به تحقق می پیوندد





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
☺
 
اینترنت در همه جای دنیا یکی از ابزارهای پیشرفت یک کشور به حساب می آید . ولی با تمام مزیت های ان اعتیاد به آن هم می تواند بسیار خطرناک باشد.
 

تصاویری جالب و طنز از معتادان اینترنتی! www.taknaz.ir

 

تصاویری جالب و طنز از معتادان اینترنتی! www.taknaz.ir

 

تصاویری جالب و طنز از معتادان اینترنتی! www.taknaz.ir

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : کاریکاتور،  طنز.جالب، گالری عکس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
☺
یکشنبه 10 اردیبهشت 1391
بچه ها اینم طنز مردها بعد از مرگ همسرشان
 
مردها کاین گریه در فقدان همســــــــر می کنند

بعد مرگ همســـــــر خود ، خاک بر سر می کنند !

خاک گورش را به کیسه ، سوی منزل مـــی برند !

دشت داغ سینــه ی خـــــود ، لاله پرور می کنند

چون مجانین ! خیره بر دیوار و بر در مــی شوند

خاک زیر پای خود ، از گریه ، هــــی ! تر می کنند

روز و شب با عکــس او ، پیوسته صحبت می کنند

دیده را از خون دل ، دریای احمـــــر مــــی کنند

در میان گریه هاشان ، یک نظر ! با قصد خیـــــر !!

بر رخ ناهیـد و مینـــــا و صنــــــوبر می کنند !

بعدِ چنـــدی کز وفات جانگــــــداز ! او گذشـــت

بابت تسلیّت خــود ! فکـــر دیگـــــر مـــی کنند

دلبری چون قرص ماه و خوشگل و کم سن و سال

جانشیـــــن بی بدیل یار و همســــــر می کنند

کــج نیندیشید !! فکــر همســــــر دیگر نیَند !

از برای بچه هاشان ، فکر مـــادر مـــی کنند
 
 
بچه ها اینم طنز مادربزرگاوپدربزرگا
 
 
ما اکنون در دسترس نیستیم؛ لطفا" بعد از شنیدن صدای بوق پیغام بگذارید:

اگر شما یکی از بچه های ما هستید؛ شماره 1 را فشار دهید.

اگر می خواهید بچه تان را نگه داریم؛ شماره 2 را فشار دهید.

اگر می خواهید ماشین را قرض بگیرید؛ شماره 3 را فشار دهید.

اگر می خواهید لباسهایتان را تعمیر کنیم؛ شماره 4 را فشار دهید.

اگر می خواهید بچه تان امشب پیش ما بخوابد؛ شماره 5 را فشار دهید.

اگر می خواهید بچه تان را از مدرسه برداریم؛ شماره 6 را فشار دهید.

اگر می خواهید برای مهمانان آخر هفته تان غذا درست کنیم؛ شماره 7 را فشار دهید.

اگر می خواهید امشب برای شام بیایید؛ شماره 8 را فشار دهید.

اگر پول می خواهید؛ شماره 9 را فشار دهید.

اما اگر می خواهید ما را برای شام دعوت کنید یا ما را به گردش ببرید ، بگویید ، ما داریم گوش می کنیم ...
 
 
 
 


ادامه مطلب


نوع مطلب : طنز.جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
☺
 

بازیگر رضا داود نژاد در انتظار پیوند کبد + عکس www.taknaz.ir

علیرضا داود‌نژاد کارگردان سینما و پدر رضا داودنژاد به خبرآنلاین گفت: «در حال حاضر منتظر تصمیم کمیسیون پزشکی برای پیوند کبد هستیم و احتمالا ظرف چند روز آینده این عمل انجام خواهد شد.»

بازیگر رضا داود نژاد در انتظار پیوند کبد + عکس www.taknaz.ir

رضا داودنژاد در صحنه‌ای از فیلم سینمایی «چپ‌دست»

وی در ادامه افزود: «تمام این اتفاقات ناشی از رژیم نادرستی است که رضا ظرف این یکسال انجام داد. او به دستورات پزشک متخصص‌اش گوش نکرد و بیش از حد لازم وزن کم کرد.»

بازیگر رضا داود نژاد در انتظار پیوند کبد + عکس www.taknaz.ir

نوروز 91 سریال «فراموشی» با بازی رضا داودنژاد از شبکه تهران پخش شد

داودنژاد 32 ساله در فیلم‌های سینمایی چون «هوو»، «چپ‌دست»، «نیش زنبور»، «مرهم» و «خیابان‌های آرام» بازی کرده است. نوروز امسال سریال «فراموشی» با بازی او از شبکه تهران پخش شد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
☺

 

    عکس های بامزه و خنده دار   

عکس خنده دار

 

عکس های جالب و خنده دار Www.Pix98.CoM



ادامه مطلب


نوع مطلب : گالری عکس،  طنز.جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
☺
تیپ جوات ها در اروپا این شکلیه ! (عکس)

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*


تیپ جوات ها در اروپا این شکلیه ! (عکس) www.taknaz.ir
 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
☺
اس ام اس و جوک خنده دار ( 489) www.taknaz.ir
 

ما بچه بودیم یه بازی بود به نام :

«همه ساکت بودند ناگهان خری گفت» ...

صد برابر پلی استیشن ۳ لذت داشت !

.

.

.

خدایا

مارو ببخش که در کار خیر

یا "جار" زدیم...

یا "جا" زدیم...

.

.

.

تا حالا دقت کردین چقدر حرص آوره که سر غذا

دقیقا اون چیزی رو بر میدارن که تو کلی تو ذهنت واسش نقشه کشیده بودی :|

.

.

.

امروز رفتم از دستگاه خودپرداز پول بگیرم مبلغ رو زدم ۵۰۰۰۰ تومان .

یه ده هزار تومنی داد! سه تا پنج هزار تومنی داد!

پنج تا دو هزار تومن داد! پونزده تا هزاری!

یه لحظه دلم واسه دستگاه سوخت،نزدیک بود پولو برگردونم تو دستگاه!

طفلی خودشو کشت ۵۰ تومن منو جور کرد!

.

.

.

سعی نکن به یک خوک آواز خواندن یاد بدهی

هم وقت خودت را هدر می دهی و هم خوک را اذیت می کنی !

(مارک تواین)

.

.

.

نقاش نیستم ، ولی دلم برایت پر می کشد !

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : اس ام اس .جک، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
☺
شنبه 9 اردیبهشت 1391
تصاویری که در این مطلب مشاهده می فرمایید مربوط به خانم فخرا یونس می باشد که حدود 12 سال پیش توسط همسر خود که فرزند یکی از خانواده های سرشناس سیاسی پاکستانی بود قربانی اسید پاشی شد و با وجود جراحی های بسیار در تاریخ 25 مارس 2012 دست به خودکشی زد.

به گزارش ایران وی که برای جراحی به ایتالیا رفته بود در یک اقدام عجیب خود را از طبقه ششم ساختمانی که در آن اقامت داشت به پایین انداخت و به زندگی خود خاتمه داد.

خودکشی دردناک زنی بدلیل صورت وحشتناکش + عکس www.taknaz.ir

یکی از پزشکان معالج وی در مورد این اقدام گفت: تیم پزشکی خانم فخرا طی 12 سال متوالی 38 عمل جراحی روی صورت و بدن وی انجام دادند و با وجود تلاش های بسیار تیم پزشکی برای بهبود زخمهای فیزیکی وی ، زخم های روحی او به حدی بود که دست به این اقدام وحشتناک زد.
 
همسر سابق این دختر بخت برگشته
 
خودکشی دردناک زنی بدلیل صورت وحشتناکش + عکس www.taknaz.ir

ناگفته نماند پیکر فخرا در مورخه 27 مارس 2012 برای خاکسپاری به کراچی انتقال داده شد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
☺

چرا قبر حضرت زهرا (س) تا به حال پنهان مانده است؟ www.taknaz.ir

 

فارس: عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) با بیان چالش‌ها و نقاط ضعف جامعه اسلامی زمان حضرت رسول(ص) گفت: این سؤال باید برای تمام نسل‌ها مطرح شود که چرا قبر حضرت زهرا(س) تا کنون مخفی مانده است؟

حجت‌الاسلام والمسلمین «محمدرضا باقرزاده» عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) با اشاره به دلایل قیام حضرت زهرا(س) گفت: نهضت فاطمی و قیام حضرت زهرا(س) پس از رحلت حضرت رسول(ص) و اعتراض ایشان به جامعه خویش و نگاه انتقادی به مسائل اجتماعی آن عصر به دلیل انحراف عظیم و بنیادینی بود که در جامعه اسلامی پس از پیامبر اکرم(ص) شکل گرفته بود.

وی عنوان کرد: تعصبات قبیله‌ای، نژادی و عقده‌هایی که از زمان حضرت رسول(ص) در دل برخی از افراد باقی مانده بود، ‌انحرافاتی در جامعه اسلامی به وجود آورد که مهمتر از تمام انحرافات، ‌انحراف در بحث رهبری و ولایت امر جامعه اسلامی بود که در نتیجه غصب خلافت و‌ جانشینی امیر مومنان (ع) را به دست افرادی که نه تنها از جانب پیامبر(ص) برای زعامت جامعه تایید نشده بودند بلکه هیچ دلیلی برای تایید آنها وجود نداشت.

مدیر مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم تصریح کرد: مهمترین دلیل برای نهضت حضرت فاطمه(س) و اعتراض ایشان،‌ دغدغه‌ای مبنی بر این بود که کِشتی جامعه اسلامی از مسیر اصلی خود منحرف شده و به سمت صخره‌ها در حال پیشروی بود.

وی خاطرنشان کرد: اگر بخواهیم یک تحلیلی از پیش‌بینی صدیقه طاهره(س) داشته باشیم باید گفت آنچه که امروز دنیای اسلام شاهد آن است آنچه که امروز جهان اسلام را تحقیر می‌کند، هر مصیبتی که در حال حاضر به مسلمانان وارد و کشتاری که توسط جوامع استعمارگر علیه کشورهای اسلامی صورت می‌گیرد از جمله پیش‌بینی‌هایی بود که حضرت زهرا(س) برای جلوگیری از انحرافی که اتفاق افتاد، داشتند.

حجت‌الاسلام باقرزاده گفت: حضرت فاطمه(س) می‌دانست که با انحراف امر خلافت از علی(ع) و فرزندان ایشان، کار زعامت جامعه اسلامی به جایی خواهد رسید که مردم در حکومت اسلامی، ‌تحت سلطه استعمار، استکبار و استبداد قرار گرفته و وضعیت آنها روز به روز فلاکت‌بارتر خواهد شد.

وی با بیان اینکه براساس پیش‌بینی حضرت زهرا(س) با تغیبر جایگاه خلافت، ظلم و ستم‌ها نسبت به مسلمانان افزایش خواهد یافت، افزود: دلایل داخلی افزایش ظلم این بود که افراد ستمگر و نالایق در صدر کار قرار گرفته و به لحاظ خارجی نیز چون افراد نالایق و ستمگر برای حاکمیت و سلطه خویش به بیگانگان روی آورده و دست نیاز به سوی آنها دراز می‌کنند، جامعه را به سوی وابستگی سوق خواهند داد.

عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) عنوان کرد: تمام نگرانی حضرت زهرا(س) ناشی از همین بود لذا اینکه ما تصور کنیم صدیقه طاهره(س) به خاطر مسائل شخصی،‌ دفاع از حق همسرش و یا به دلیل اینکه یک باغی از ایشان گرفته شد و امری کاملا شخصی،‌ آن خطبه غرا را ایراد کردند لذا قطعا شأن، عظمت و قدرت روحی حضرت بسیار بالاتر از آن بود که به دلیل محرومیت‌های اجتماعی این قدر بی‌تابی کند.

وی با تاکید براینکه بی‌تابی‌های حضرت زهرا(س) آنقدر شدید بود که در تاریخ ماندگار شد، گفت: فاطمه زهرا سلام‌الله علیها برای اینکه این ناراحتی‌ها و اعتراض‌ها در تاریخ ثبت شود، درخواست کرد شبانه و مخفیانه به خاک سپرده شوند. از این رو مخفی ماندن قبر ایشان به این دلیل است که مظلومیت حضرت زهرا(س) در طول تاریخ منقوش بماند تا نسل‌های بعدی همواره با این سوال روبه‌رو شوند که دغدغه اصلی دخت مکرم حضرت رسول(ص) چه بود، ایشان آنقدر از امت پیامبر(ص) ناراحت شدند که وصیت کردند هیچ‌کس در تشیع جنازه ایشان شرکت نکند!

حجت‌الاسلام باقرزاده تصریح کرد: باید این سؤال همواره در تاریخ اسلام باقی بماند و امت اسلامی نیز همواره به دنبال یافتن پاسخی برای آن باشد. بنابراین پاسخی که می‌توان در جواب این سؤال مطرح کرد این است که؛ انحرافی در اصل حاکمیت اداره جامعه اسلامی شکل گرفته بود که این انحراف، اعتراض عمیق حضرت زهرا(س) را رقم زد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
☺
شنبه 9 اردیبهشت 1391

 

خب بچه ها اینم یه سری عكسای بامزه

البته با همكاری آریایی نیك سرشت

بدنیست یه سری به وبلاگش بزنید

 وبلاگ ایشون رو پائین گذاشتم حتما بهش سر بزنید

http://www.mostaghim-daste-rast.blogfa.com/

 

 

 

 

 


 

 

 

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : گالری عکس،  طنز.جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
☺
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391
عکس منتشر نشده از یک حمام در ایران !!

عکس منتشر نشده از یک حمام در ایران
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
دنبال چی میگردی؟ من که گفتم هنوز منتشر نشده >غصه نخور؛ هر موقع منتشر شد اول برای تو میفرستمش !!!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
☺

بچه ها اینم سری دوم عكس های خنده دار

نظر یادتون نره




ادامه مطلب


نوع مطلب : گالری عکس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
☺

بچه ها اینا تا حالا بچه ی مو زرد ندیدن

تا حالا بچه مو زرد ندیدین !! + عکس www.taknaz.ir




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
☺

 دهقان فداکار به همراه فانوس معروفش + عکس www.taknaz.ir

برای یادآوری خاطره مشترک کودکی ، متن درس دهقان فداکار را بازنشر می کند:

غروب یکی از روزهای سرد پاییز بود. خورشید در پشت کوه های پربرف یکی از روستاهای آذربایجان فرورفته بود. کار روزانه ی دهقانان پایان یافته بود. ریز علی هم دست از کار کشیده بود و به ده خود باز می گشت. در آن شب سرد و تاریک، نور لرزان فانوس کوچکی راه او را روشن می کرد. دهی که ریز علی در آن زندگی می کرد نزدیک راه آهن بود. ریز علی هر شب از کنار راه آهن می گذشت تا به خانه اش برسد. آن شب، ناگهان صدای غرش ترسناکی از کوه برخاست. سنگ های بسیاری از کوه فرو ریخت و راه آهن را مسدود کرد. ریز علی می دانست که، تا چند دقیقه دیگر، قطار مسافربری به آن جا خواهد رسید. با خود اندیشید که اگر قطار با توده های سنگ برخورد کند واژگون خواهد شد. از این اندیشه سخت مضطرب شد. نمی دانست در آن بیابان دور افتاده چگونه راننده ی قطار را از خطر آگاه کند. در همین حال، صدای سوت قطار از پشت کوه شنیده شد که نزدیک شدن آن را خبر داد.
ریز علی روزهایی را که به تماشای قطار می رفت به یاد آورد. صورت خندان مسافران را به یاد آورد که از درون قطار برای او دست تکان می دادند. از اندیشه ی حادثه ی خطرناکی که در پیش بود قلبش سخت به تپش افتاد. در جست و جوی چاره ای بود تا بتواند جان مسافران را نجات بدهد. ناگهان، چاره ای به خاطرش رسید. با وجود سوز و سرمای شدید، به سرعت لباسهای خود را از تن درآورد و بر چوبدست خود بست. نفت فانوس را بر لباسها ریخت و آن را آتش زد. ریز علی در حالی که مشعل را بالا نگاه داشته بود، به طرف قطار شروع به دویدن کرد. راننده قطار از دیدن آتش دانست که خطری در پیش است. ترمز را کشید. قطار پس از تکانهای شدید، از حرکت باز ایستاد. راننده و مسافران سراسیمه از قطار بیرون ریختند. از دیدن ریزش کوه و مشعل ریز علی، که با بدن برهنه در آنجا ایستاده بود، دانستند که فداکاری این مرد آنها را از چه خطر بزرگی نجات داده است.


دهقان فداکار به همراه فانوس معروفش + عکس www.taknaz.ir
 
 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
☺


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی




Top Blog
پیامک های عاشقانه Online User بزرگترین وبلاگ گروهی ایران
 
 
بالای صفحه
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات