دنج بلوگ
درباره وبلاگ


سلام
به وبلاگ خودتون خوش آمدید
ما در این وبلاگ به صورت گروهی همکاری میکنیم
وبا هر موضویی آپ خواهیم شد
آماده تبادل لینک با شما عزیزان هستیم
ودر صورت تمایل می تونید یکی از نویسنگان این وبلاگ باشید

مدیر وبلاگ :
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
قالب ما چطوریه؟





 شبکه اجتماعی دنج نما
دوشنبه 1 آبان 1391
سیصد و شصت درجه اطرافم می بینمت
نه
سر گیجه نمی گیرم تمام دنیایم شده ای ...
دلبسته ام میشدی با این شعراگر میدانستی تمام قلبم را سروده ام ...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
☺
چهارشنبه 26 مهر 1391
اگه بدونی من چقد دلم تنگ شده
همه ی دل خوشیم همین یه آهنگ شده
اگه بدونی این روزا چقد داغونم
چقد مواظب وسایل این خونم
دعا كن اون روزای خوبمون برگرده
ببین نبودنت چقد شكستم كرده ...






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
☺
 
امتحان شفاهی فیزیک در دانشگاه
 
استاد سخت‌گیر فیزیک، اولین دانشجو را برای پرسش فرا می‌خواند و پرسش خود را مطرح می‌کند: شما در قطاری نشسته‌اید که با سرعت هشتاد کیلومتر در ساعت حرکت می‌کند و ناگهان شما گرما زده می‌شوید، حالا چکار می‌کنید؟
 
دانشجوی بی تجربه فورا ً جواب میدهد: من پنجره کوپه را پائین میکشم تا باد بوزد.
 
اکنون پروفسور می‌تواند سئوال اصلی را بدین‌ترتیب مطرح کند: حال که شما پنجره‌ی کوپه را باز کرده‌اید، در جریان هوای اطراف قطار اختلال حاصل می‌شود. لازم است محاسبات زیر را انجام دهید:
·         محاسبه‌ی مقا ومت جدید هوا در مقابل قطار
·         تغییر اصطکاک بین چرخ‌ها و ریل
·         آیا در اثر باز کردن پنجره، سرعت قطار کم می‌شود و اگر آری، به چه اندازه؟
 
حسب المعمول دهان دانشجو باز می‌ماند و از این که قادر به حل این مسئله نیست، سرافکنده جلسه امتحان را ترک می‌کند.
 
همین بلا سر بیست دانشجوی بعدی هم می‌آید که همگی در امتحان شفاهی فیزیک مردود می‌شوند.
 
پروفسور آخرین دانشجو را برای امتحان فرا می‌خواند و طبق معمول همان پرسش را می‌پرسد: شما در قطاری نشسته‌اید که با سرعت هشتاد کیلومتر در ساعت حرکت می‌کند و ناگهان شما گرمازده می‌شوید، حالا چکار می‌کنید؟
 
این دانشجوی خبره می‌گوید: من کتم را در می‌آورم.
 
پروفسور اضافه می‌کند: هوا بیش از اینها گرم است.
 
دانشجو: خوب ژاکتم را هم در می‌آورم.
 
پروفسور: هوای کوپه مثل حمام سونا داغ است.
 
دانشجو: اصلا ًلخت مادرزاد می‌شم.
 
پروفسور گوشزد می‌کند: دو آفریقائی نکره و نانجیب در کوپه هستند و منتظرند تا شما لخت بشوید.
 
دانشجو به آرامی می‌گوید: میدانید پروفسور، این دهمین بار است که من در امتحان شفاهی فیزیک شرکت می‌کنم واگر قطار مملو از آفریقائی‌های شهوتران باشد، من آن پنجره‌ی لامصب را باز نمی‌کنم.







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
☺
شنبه 31 تیر 1391

سالها میگذرد و من دور از تو ، دور از منشا تمام خاطراتم ، دور از زندگیم نفس میكشم !

من به دوری عادت دارم ،‌دور بودن از دستان كسانی كه دوستشان داری ...

و اینجاست كه باید گفت چه تلخ است قصه ی عادت ! عادت به نبودن وجودت و بودن خیالت ، عادت به نبود حجمت و بودن سایه ی خیالت ، عادت به بودن تلخ ها و نبودن شیرین ها !

وقتی میگویم كوه ! سه حرف كمش را نبینن ، از بس تنهاست عادت كرده زیاد حرف نداشته باشد ! ولی آه آخرش راز دردهایش را هویدا میكند .

كوه را مظهر استواری كرده اید و برایش كف میزنید ، چه سودی به حالش دارد ؟ تا به حال مرهمی بر پاهای خسته اش گذاشته ای ؟

تا به حال خواسته ای تو نیز كوه باشی و به جای افتادن به روی تن رنجورش ،‌ دركنارش بایستی ؟

كوه هم عادت كرده ،‌آتش فشان ها هم دیگر خسته شدند خاموشند ،‌چه بگویند وقتی زبانشان را نمیفهمی ؟

نه !

اینگونه نمیشود !

اصلا كوه را فراموش كن !

چرا حاشیه بروم ؟

به جای تمام كوه های بالا اسم من را بگذار...

شاید حرف هایم را فهمیدی ...

<<آرتامیس ، فرمانده ی دریاهای بینام و نشان ! >>





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
☺
چهارشنبه 24 خرداد 1391
شهاب حسینی ( درباره ی الی ) :

یه پایان تلخ بهتر از یه تلخیه بی پایانه

فرزاد موتمن ( شبهای روشن ) :

من همه ی آدمای این شهرو دوست دارم چون یکیشونو میشناسم

خزر معصومی ( باغ های کندلوس ) :

 زنا زود پیر می‌شن، می‌دونی چرا؟ چون عروسک بازی شونم جدیه، رو عمرشون حساب می‌شه. از دو سالگی مادرن. بعد مادر برادرشون میشن. بعد مادر شوهرشون میشن. باباشون که پا به سن می‌ذاره ازشون پرستاری یه مادرو می‌خواد. گاهی وقتا حتی مادر مادرشونم میشن. من شوهر نکردم. ولی مادر مادرم بودم، مادر پدرم بودم، مادر برادرم بودم، تازه به همه اینا بچه‌های به دنیا نیاورده رو هم اضافه کن، مادر اونا هم بودم.

خانه ی سبز :

ببین... دلخوری، باش... عصبانی هستی، باش... قهری، باش... هر چی می خوای باشی باش... ولی حق نداری با من حرف نزنی... فـهمیـدی...؟

داریوش ارجمند ( رئیس ) :

باباتو می شناختم! قدیما با آفتابه عرق میخورد، حالا " ضای " والضالین نمازشو قد اتوبانِ قم میکشه!

خسرو شکیبایی ( حکم ) :

کاش بعضی از آدما قده نصفه ماهی خاویار داشتن!!!

ناصر تقوایی ( ناخدا خورشید ) :

ناخدا خورشید؟ همون كه یه دست نداره؟!
نه! همون كه یه دست داره!

همایون ارشادی ( پدر ) :

پدر (همایون ارشادی):خوب هر چی ملا یادت داده رو ول کن فقط یک گناه وجود داره اونم دزدیه و السلام .هر گناه دیگه ای هم نوعی دزدیه . اگر مردی رو بکشی یک زندگی رو می دزدی حق زنش رو از داشتن شوهر می دزدی .وقتی دروغ می گویی حق کسی رو از دانستن حقیقت می دزدی وقتی تقلب می کنی حق رو از انصاف می دزدی. می فهمی؟





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
☺

دانشجویی که سال آخر دانشکده خود را می‌گذراند به خاطر پروژه‌ای که انجام داده بود جایزه اول را گرفت

او در پروژه خود از 50 نفر خواسته بود تا دادخواستی مبنی بر کنترل سخت یا حذف ماده شیمیایی «دی هیدروژن مونوکسید» توسط دولت را امضا کنند و برای این درخواست خود، دلایل زیر را عنوان کرده بود:

1-مقدار زیاد آن باعث عرق کردن زیاد و استفراغ می‌شود.

2- عنصر اصلی باران اسیدی است.

3-وقتی به حالت گاز در می‌آید بسیار سوزاننده است.

4- استنشاق تصادفی آن باعث مرگ فرد می‌شود.

5-باعث فرسایش اجسام می‌شود.

6-حتی روی ترمز اتومبیل‌ها اثر منفی می‌گذارد.

7-حتی در تومورهای سرطانی یافت شده است.

از پنجاه نفر فوق، 43 نفر دادخواست را امضا کردند. 6 نفر به طور کلی علاقه‌ای نشان ندادند و اما فقط یک نفر می‌دانست که ماده شیمیایی «دی هیدروژن مونوکسید» در واقع همان آب است!

عنوان پروژه دانشجوی فوق این بود: «ما چقدر زود باور هستیم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
☺
دوست من خوشبختی گنجی در اعماق زمین یا ستاره ای بر فراز آسمان نیست...

خوشبختی را نباید به دست آورد باید احساس کرد. باید فهمید...

میدانم چه میگویی! پوزخندت از همینجا هم پیداست. عیبی ندارد تو سخت بگیر تو بدبخت باش. تو به زمین و آسمان فحش و لعنت بفرست اما یادت باشد امتحانش ضرر نداشت...

من دوست توام و یادآوری وظیفه ی من است تو میخواهی انجام بده نمیخواهی به حال خودت بمان اما یادت باشد

خوشبختی در دل توست. در نگاهت.

به چشمانت بنگر! آنها هم دیگر از نگاه کوچک و تنگت خسته شدند. عینکت را بردار به چشمانت اعتماد کن آنها خوب میبینند...

گوشهایت میشنوند صمعک لازم نیست... لبهایت را ندوز با ایما و اشاره سخن مگو. دهان باز کن تا جهان آوایت را بشنود

اینقدر سخت نباش!!!

نرم رفتار کن تا رفتار نرم ببینی!

حرف دلت را بگو تا حرف دل بشنوی!

نگاه را به چشمانت بسپار نه به عقل بسته ات! نگاه کار چشم است! اعتماد کن زیبا میبینی...

چقدر در یک گوشت پنبه میگذاری در دیگری صمعک؟؟ تمام را بشنو! شیرینی هارا با صمعک میشنوی تلخ هارا به پنبه میسپاری؟؟

انقدر حرفهایت را نخور اضافه وزن می آورد!!

دیگر کنایه برایت بس است دریک کلام میگویم:

خودت باش تا خودش را ببینی. جهان خودش را تنها به خودت نشان میدهد!!






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
☺
سه شنبه 2 خرداد 1391

به من فکر نکن

من به تنهایی عادت دارم. من به درخود سوختن به بی تو بودن به نداشتن عادت دارم

تو به خودت فکر کن

به اینکه هزاران دل دیگر مانده و تو هنوز آنهارا نشکسته ای برو و آنهاراهم به آتش بکش

من نه تو را میخواهم و نه هیچ کس را...

من خود سوخته ام به اندازه ی کافی هم این دل ترک دارد

برو...

من به درد بازی تو نمیخورم...

 

( نوشته های خودم)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
☺

تعمیر و نگهداری از کاخ سفید بصورت یک مناقصه مطرح شد.

یک پیمانکار آمریکایی، یک مکزیکی و یک ایرانی در این مناقصه شرکت کردند.

پیمانکار آمریکایی پس از بازدید محل و بررسی هزینه ها مبلغ پیشنهادی خود
را ۹۰۰ دلار اعلام کرد.

مسؤل کاخ سفید دلیل قیمت گذاری اش را پرسید و وی در پاسخ گفت:

۴۰۰ دلار بابت تهیه مواد اولیه + ۴۰۰ دلار بابت هزینه های کارگران و… ۱۰۰
دلار استفاده بنده.

..

پیمانکار مکزیکی هم پس از بازدید محل و بررسی هزینه ها مبلغ پیشنهادی خود
را ۷۰۰ دلار اعلام کرد.

۳۰۰ دلار بابت تهیه مواد اولیه + ۳۰۰ دلار بابت هزینه های کارگران و…
+۱۰۰ دلار استفاده بنده.

اما نوبت به پیمانکار ایرانی که رسید بدون محاسبه و بازدید از محل به سمت
مسؤل کاخ سفید رفت و در گوشش گفت: قیمت پیشنهادی من ۲۷۰۰ دلار است!!!


مسؤل کاخ سفید با عصبانیت گفت: تو دیوانه شدی، چرا ۲۷۰۰ دلار؟!!!!!

پیمانکار ایرانی در کمال خونسردی در گوشش گفت:

..

آرام باش…

۱۰۰۰ دلار برای تو…… و۱۰۰۰ برای من ……. و انجام کار هم با پیمانکار مکزیکی.

و پیمانکار ایرانی در مناقصه پیروز شد !





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
☺





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی




Top Blog
پیامک های عاشقانه Online User بزرگترین وبلاگ گروهی ایران
 
 
بالای صفحه
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات